چرا از خصوصی شدن خودروسازی واهمه دارند؟

واهمه از خصوصی شدن خودروسازی
واهمه از خصوصی شدن خودروسازی

از اوایل بهمن ماه گذشته تا امروز طیفی از فعالان سیاسی که بخشی از نمایندگان مجلس را نیز شامل می شود، سرسختانه جبهه مخالفت با خصوصی سازی را حفظ کرده اند. آن‌ها با استفاده از ابزارهای مختلف همچنان، واگذاری سهام و مدیریت دو خودروساز بزرگ را زیر سؤال برده و تلاش می کنند افکار عمومی را به زاویه دید خود نزدیک کنند.


تیگو 8


تیگو 8

به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، مدیریت دولتی در خودروسازی نتیجه ای جز ویرانی و از بین بردن فرصت ها در پی نداشته است. مسئله ای که نارضایتی همگانی را در بر داشته و تنها برای عده ای خوشایند بوده است. بخشی از این افراد را کسانی تشکیل می دهند که این روزها به بهانه های مختلف قصد دارند مانع از خروج دولت شوند.

در این مسیر آن‌ها با تکیه بر واژه هایی انحصار، تعارض منافع، مرگ قطعه سازان، عدم اهلیت و مسائلی این چنین کل قضیه را زیر سؤال برده و مانع از فرجامی خوش برای آن می شوند. به طور خلاصه این بخش از مخالفان خود را نگران آینده این صنعت و مردم می دانند.

این در حالی است که با مدیریت دولتی بر این صنعت چیزی جز زیان و ضرر نصیب مردم نشده است، اما آیا واقعاً تمام دغدغه آن‌ها در همین مسائل خلاصه می شود؟

با توجه به کارنامه مدیریت دولتی به نظر می رسد بحث این بخش از مخالفان بیش‌تر جنبه غیر اقتصادی دارد. این جریان در هر صورت نمی تواند بپذیرد که فرمان هدایت دومین صنعت بزرگ کشور در اختیار بخش خصوصی باشد، چراکه بخش خصوصی همان‌طور که براساس منطق اقتصاد حرکت کرده و پاسخ‌گوست به همان میزان نیز پرسش‌گر است. بخش خصوصی زیر بار دستورالعمل های غیر اقتصادی نمی رود و اگر مجبور باشد به سختی آن را می پذیرد.

در کنار آن به نظر می رسد که مسئله اصلی این جریان غیر موارد مورد اشاره به از دست دادن قدرت کنترل افکار عمومی نیز مربوط می شود، یعنی گذشته از سوءاستفاده هایی نظیر تحمیل نیروی کار، دریافت حواله خودرو و استخدام های سفارشی، فرصت استفاده تبلیغاتی را نیز از دست خواهند داد.

اما آن‌گونه که بعضی از رسانه های موافق خصوصی سازی نوشته اند: «برخی از گروه‌ها نگران حذف نفوذ در تصمیم‌گیری‌‌‌های کلان خودرویی هستند. بسیاری از افرادی که در ساختار دولتی صنعت خودرو نفوذ دارند، از طریق اعمال فشار بر مدیران، سیاست‌‌‌های فروش، قیمت‌گذاری و حتا انتصابات، منافع شخصی و گروهی خود را دنبال می‌کنند. بنابراین فشار بر مخالفت‌ها می‌تواند از این مسیر هم باشد. قراردادهای خاص و امتیازات ویژه در دوره مدیریت دولتی طی دهه‌های گذشته عده زیادی را منتفع کرده است. دولت به واسطه مالکیت در خودروسازان، امکان اعطای امتیازات خاص به برخی شرکت‌ها، نهادها و افراد خاص را دارد. خصوصی‌‌‌سازی می‌تواند این مسیرهای رانتی را مسدود کند. مهم‌تر از همه این‌که حفظ جایگاه‌‌‌های مدیریتی و اقتصادی برای عده‌ای بسیار مهم جلوه می‌کند. برخی افراد حاضر در بدنه مدیریت دولتی این شرکت‌ها، با واگذاری سهام به بخش خصوصی، موقعیت‌‌‌های شغلی و نفوذ خود را از دست خواهند داد، به همین دلیل با تمام توان مقابل این تغییر مقاومت می‌کنند.»

با توجه به این تلاش ها این پرسش مطرح می شود که چرا این افراد منافع فردی و گروهی را به منافع ملی و بهبود وضعیت مردم ترجیح می دهند؟ چه چیز در خودروسازی دولتی نهفته است که از دست دادنش این چنین آن‌ها را آشفته کرده است؟

source

توسط blogcheck.ir